تبليغاتX
در پس کوچه های روابط عمومی

سه شنبه هشتم بهمن 1387

به شادروان اخوان ثالث یادش گرامی

 

تو میگفتی فتاده تخت سنگ آنسوی تر

من نمیدانم کجاست ؟

آن عفریته ای که ظاهرش زیباست .

تو می گفتی

و ما این سو نشسته ٬خسته انبوهی ٬

زن ومردو جوان و پیر٬

کجا هستند که با زنجیر بسویش می توانستی خزیدن

                                                  تا آنجا که رخصت بود وفرصت بود

رخصت رفت ٬ فرصت نیز راه خود گم کرد.

تو می گفتی !

       ندایی بود و در رویای خوف و خستگیهامان

      و یا آوایی از جایی! کجا ؟ هر گز نپرسیدیم .

ولی انگار

نوشته شده توسط رز قرمز در 9:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم بهمن 1387

یکدیگر را دوست بداریم

 

برای روابط عمومی نوشتن  و سخن از ایجاد رابطه زدن دشوار است در شهر پر جمعیت تهران

که هر روز از خانه خارج میشوی از ارتباط و روابط عمومی بسیار میتوان گفت نوع برخورد مامورین

نوع برخورد رانندگان خودروهای عمومی نحوه ایجاد انظباط اجتماعی و.....

و در این فرصت باید گفت بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

نوشته شده توسط رز قرمز در 7:23 |  لینک ثابت   •